الفيض الكاشاني

282

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

حديث را در يكى از كتابهايش روايت كرده است . « 127 » سپس محاسبى گفته : اين عالمان سوء شيطانهاى انسى و فتنه براى مردم هستند ؛ به مال دنيا و رفعت آن مايلند ؛ و آن را بر آخرت برگزيده‌اند و دين را براى دنياخوار ساخته‌اند . آنان در دنيا ننگ و عارند و در آخرت زيانكار . يك پرسش و پاسخ آن ( 1 ) اگر بگوييد : اين آفتها ( براى علم ) آشكار است ولى در روايات به علم و موعظه بسيار ترغيب شده است تا آنجا كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « ( يا على ) اگر يك نفر را خدا به وسيلهء تو هدايت كند از دنيا و آنچه در آن است برايت بهتر است : » ؛ و نيز فرمود ( ص ) : « هر دعوت كننده‌اى كه به هدايت دعوت كند و از او پيروى شود پاداش آن عمل و پاداش كسى كه از او پيروى كرده از آن اوست . » و ديگر فضيلتهايى كه براى علم است . بنابراين شايسته است به عالم گفته شود : مشغول علم باش و رياكارى براى مردم را رها كن چنان كه به نماز گزار گرفتار ريا گويند : عمل را ترك نكن بلكه آن را تمام كن و با نفست به مجاهده بپرداز . در پاسخ مىگوييم بايد دانست كه فضيلت و خطر علم مانند فضيلت خلافت و حكومت بسيار است و به هيچ يك از بندگان خدا نمىگوييم : علم را رها كن ، زيرا در خود علم آفتى نيست و فقط آفت در اظهار علم براى تصدّى موعظه و تدريس و نقل احاديث است و نيز به او نمىگوييم : علم را ترك كن تا وقتى كه در خود انگيزهء دينى آميخته به ريا مىيابى ، امّا هرگاه تنها ريا او را به عمل تحريك كند اظهار نكردن علم برايش سودمندتر و سالم‌تر است . همچنين نافله‌هاى نماز هرگاه انگيزه‌اش فقط ريا باشد

--> ( 127 ) پيش از اين گذشت كه حسن بن على بن شعبه حرّانى در تحف العقول با كمى اختلاف اين حديث را نقل كرده است . و من در كتاب الرعاية لحقوق اللّه آن را نيافته‌ام و ظاهرا از كتاب ديگر او نقل شده است - خدايش رحمت كند - .